دانشجویان فیزیک ورودی 85 دانشگاه اصفهان

دانشجویان فیزیک ورودی 85 دانشگاه اصفهان

اصفهان پایتخت فوتبال ایران

سپاهان تیمه مردانه دلیر و رهخطیر است              نماده قدرته جان آفرینش در زمین است

میانه  لیگه برتر، برتر و همسانه شیر است        به وقته بازیش چون ببر و ببری خشمگین است

به رنگه خورشیده طلایی گر شدند این زردپوشان    دگر هرگز نبازند این سپاهه زردپوشان

دفاعی پاسدار و پاسداری را بیاموزد به دشمن       فدای زرد پوشان میکنم این جان و این تن

الاها قدرتش افزون بگردان بارلاها                       گلش بیشتر به رویش گل بگردان خارها را

من از حیثه شعار این شعر را سازش نکردم           به حقه حق حقیقت دارد این جریان مبهم

خدا را شاکرم کین بزم را از آنه من کرد                مرا در لیگ برتر سرفراز و سربلند  کرد

طلایی پوشانه دلیر و با غیرته سپاهانی جام خوش رنگ و زیبای خلیجه  همیشه فارس را در حالی بالای سر بردند که تیم های تهرانی در برابره قدرت اصفهانیا به زانو در آمدند ...

البته با مدیریته عالی و دلسوزانه ی آقای ساکت

+ نوشته شده در  جمعه 31 اردیبهشت1389ساعت 8:22 بعد از ظهر  توسط محسن لطفعلی  | 

پاداش خوبی

اسمش فلمینگ بود , کشاورز اسکاتلندی فقیری بود. یک روز که برای تهیه معیشت خانواده بیرون رفت، صدای فریاد کمکی شنید که از باتلاق نزدیک خانه می آمد. وسایلشو انداخت زمین  و به سرعت  به سمت باتلاق دوید. اونجا ، پسر وحشت زده ای رو دید که تا کمر تو لجن سیاه فرو رفته بود و فریاد میزد و کمک می خواست. فلمینگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ حتمی و وحشتناک نجات داد. روز بعد، یک کالسکه تجملاتی در محوطه کوچک کشاورز ایستاد. نجیب زاده ای با لباسهای فاخر از کالسکه بیرون آمد و گفت  پدر پسری هست که فلمینگ نجاتش داد. نجیب زاده گفت: میخوام از تو تشکر کنم، شما زندگی پسرم را نجات دادید. کشاورز اسکاتلندی گفت: برای کاری که  انجام دادم چیزی نمی خوام و پیشنهادش رو رد کرد. در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعیتی بیرون اومد. نجیب زاده پرسید: این پسر شماست؟ کشاورز اسکاتلندی جواب داد بله. نجیب زاده گفت: من پیشنهادی دارم. اجازه بدین پسرتون رو با خودم ببرم و تحصیلات خوب یادش بدم.تا درآینده مردی بشه که بتونین بهش افتخار کنین. کشاورز قبول کرد. بعدها، پسر فلمینگ کشاورز، از دانشکده پزشکی دانشگاه سنت ماری لندن فارغ التحصیل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمینگ کاشف پنی سیلین معروف شد. سالها بعد ، پسر مرد نجیب زاده دچار بیماری ذات الریه شد. چه چیزی نجاتش داد؟؟؟ پنی سیلین!!! و اسم پسر نجیب زاده  چه بود؟؟؟ وینستون چرچیل!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اردیبهشت1389ساعت 6:6 بعد از ظهر  توسط محسن لطفعلی  | 

امتحان و شیوه های تقلب ...

به مناسبت نزدیک شدن به ایام امتحانات , چند کلامی در باب امتحان و شیوه های مختلف تقلب برای  شما به رشته تقریر در آوردم, هر چند دانشجویان عزیز در این موضوع مهارت خاصی دارند.

اول از همه نظر بزرگان کلا در مورد امتحان:

فقط سوپ كلم است كه حال آدم را بيشتر از امتحان بهم ميزند : آلبرت انيشتين

امتحان مسخره ترين كار دنياست :جرج برنارد شاو

امتحان بدون تقلب مثل كريسمس بدون درخت است : كي اس اليت

امتحان در صورت عدم حذف اضطراری، اولين گام در جهت شروع چاپلوسي پيش استاد براي گرفتن نمره ي ده(پرنده کوچک خوشبختی) است: محسن لطفعلی

امتحان فقط يه بازيه … يه بازيه مسخره: جرج اورول

شیوه های تقلب انواع مختلفی دارداز جمله روشهای نوشتاری مثل1. نوشتن روی کف پا، پس کله،پشت دست، پشت گوش و.... 2. نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت و ... 3. نوشتن روی دستمال بینی، پاکت نامه و...4. نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در سوراخ‌های مختلفی از جمله بینی،گوش، دهن، فک پایین،فک بالا ،آئورت و …


و همچنین روش های قدیمی و جواد شده مثل ... کردن یک فقره بچه ... خون و یا به طور کاملا تابلو نگاه کردن روی ورقه طرف و یا روشهای با کلاس تری مثل استفاده از ماشین حساب مهندسی یا mp3player و یا روشهای ابتکاری و خلاقانه مثل:


هم وجود دارد. لازم به تذکر است استفاده از هر روش بستگی به موقعیت زمانی و مکانی  مراقبین و در درجه اول شخص دانشجو دارد .

البته با  تقویت قوای ابتکار انسانها و پیشرفت علم و تکنولوژی  روشهای مدرن دیگری نیز در راه است.    به امید آن روز ....

از دوستان خواهشمندیم ما را در جریان اخرین شگرد های تقلب بذارن (در قسمت نظرات)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 اردیبهشت1389ساعت 7:35 بعد از ظهر  توسط محسن لطفعلی  | 

خدا طلبید .......

 سلام بر مکّه،سرزمین وحی الهی؛ سلام بر کعبه، مطاف فرشتگان کبریایی؛  سلام بر صفا؛  سلام بر سعی؛ سلام بر زمزم؛ زلال جاری محبت خدا؛  سلام بر عرفات؛عرصه عرفان اسلام ناب . وسلام بر مدینه، مدفن عصاره هستی؛  سلام بر بقیع، قبرستان کهکشان های خفته در خاک و  سلام بر همه رهبران راستین راه حق؛ آنان که رمزهای عشق را شناختند و رازهای حج را دریافتند. و سلام بر همه دوستان و عاشقان حضرت حق ....

مشتاق لقائم و زائر حرم. باید به قصد دیدار یار راهی دیار دوست شوم. پس بار سفر می بندم با کوله باری از عشق و رخت بر می بندم نه با دنیا، بلکه از دنیا، و عازم می شوم؛ برای آن که مَحرم حریمش شوم .جامه محرمان راز می پوشم و دل را به معرفت عرفات می برم و غفران حق را می طلبم و در مِنا آرزوهای خود را از خدا می طلبم. سپس با سنگریزه های برائت، بت های درون و برون را رهی می کنم و می کوشم که به سمت صفای دل روم و همیشه در پرتگاههای تردید، هوس های پوچم را قربانی کنم.

                    مدینه: دیار مظلومیت ها،  مکّه: سرزمین خاطره ها
                     وحج...
                   سفر عشق است پس باید آهنگ رفتن حضور طلبید

به قول قدیمیا امون از قسمت،ان شاءالله قسمت شمام بشه،

اگه از دوستان کسی تجربه ای،پیشنهادی و یا نظری در مورد این سفر داره خوشحال میشم در اختیارم بذاره.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 اردیبهشت1389ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط محسن لطفعلی  |